تبليغاتX

نردبانی تاخدا
نردبانی تاخدا

کد دعا را اين جا قرار دهيد.

بيائيد بهاري شويم

 بهاري بيانديشيم

بهاري فکرکنيم

 بهاري بخوانيم وبنويسيم

 بهاري ذهن وانديشه وباور خود را آرايش وويرايش کنيم......

يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟

 آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟

 چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.

 پس چرا براي رسيدن به بالاترين مقامي که بايد به اون برسيم برنامه‌اي جدي نداريم؟

 مقام خليفه اللهي انسان که با رسيدن به جايگاه "بندگي" محقق ميشه! بالاترين ارزش يک انسان اينه که يک عبد باشه. يک عبد مخلص. يک عبد ذليل و حقير و مسکين و مستکين که هيچي از خودش نداشته باشه. بالاترين مقامي که هر روز برترين مخلوق خداوند رو به اون مقام ميشناسيم! اَشهَدُ اَنَّ مُحَمّد عَبدُهُ و رَسولُه.

 همين امروز رو با سال قبل مقايسه کنيم. آيا تونستيم يک قدم به خدا نزديکتر بشيم؟ يا کيلومترها ازش دور شديم؟ در سالي که گذشت، با اعمالمون چقدر تونستيم رضايت امام زمانمون (روحي فداه) رو جلب کنيم که رضايت خداوند هم در گرو رضايت ايشون است؟ يا خدايي نکرده چقدر با کارهامون ، غمي رو غمهاي غروبهاي جمعه‌ي ايشون گذاشتيم؟

 قبل از شروع سال جديد همه رسم دارند که منزلشون رو تميز کنند. القَلبُ حَرَمَ الله! چرا ما خونه‌هاي دلمون رو تميز نکنيم؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387;ساعت 0:34;  توسط  سیدعلی حسینی;  | 

 شعارهایی که انتخاب می کنی می توان  روحیه تو را شناخت. در قرآن آیات زیادی هست که برای شعار قراردادن عالی است ولی هیچ آیه ای به اندازه آیه «و ان یکاد الذین کفروا» در میان ما رایج نشده است. در اکثر خانه ها می بینی یک «ان یکاد» آنجا زده اند، یعنی چشم تو کور که خانه و زندگی من را می بینی!

این امر یک حالت خودخواهی و بدبینی به دیگران را نشان می دهد. همه شهر را بگرد، به ندرت  می بینی که در خانه ای مثلاً  «ان اکرمکم عند الله اتقیکم» تابلو شده باشد. آیات بسیاری هستند که انسان هر وقت یکی از آنها را نگاه کند برای او یک درس و آموزش است ولی در اکثر خانه ها که آیه «و ان یکاد» را می بینید یعنی منم که خداوند چنین نعمت هایی به من داده و تویی که چشم شور داری و می خواهی چشم زخم به ما بزنی، برای اینکه جلوی چشم شور تو را گرفته باشم این تابلو را در اینجا نصب کرده ام. (1)

چند سوال:

# اول: آیا آیه 51 سوره قلم «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم» خاصیت جلوگیری از چشم زخم دارد؟

# دوم: آیا چشم زخم واقعیت دارد؟

جواب سوال اول:

مدركی (حدیثی) وجود ندارد که دلالت‏ كند و بگوید از این آیه برای چشم ‏زخم استفاده كنید. چیزی كه ازطرف پیغمبر یا ائمه به ما نرسیده باشد، از پیش خود نباید بتراشیم.

جواب سوال دوم:

این مسأله، از نظر عقلى امر محالى نیست، بسیارى از دانشمندان امروز معتقدند در بعضى از چشم ها، نیروى خاصى نهفته شده كه كارایى زیادى دارد، حتى با تمرین و ممارست مى توان آن را پرورش داد، خواب مغناطیسى از طریق همین نیروى چشم ها است.

در دنیایى كه «اشعه لیزر» ـ كه شعاعى است نامریى ـ مى تواند كارى كند كه از هیچ سلاح مخربى ساخته نیست، پذیرش وجود نیرویى در بعضى از چشم ها كه از طریق امواج مخصوص، در طرف مقابل اثر بگذارد، چیز عجیبى نخواهد بود.

در روایات اسلامى نیز، تعبیرات مختلفى دیده مى شود، كه وجود چنین امرى را اجمالاً تایید مى كند.

امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: پیامبر براى امام حسن و امام حسین تعویذ (نوشتن دعا) گرفت و این دعا را خواند:  «شما را به تمام كلمات و اسماء حسناى خداوند، از شرّ مرگ، حیوانات موذى، و هر چشم بد، و حسود، آنگاه كه حسد ورزد مى سپارم» سپس نگاهى به ما كرد و فرمود: «این چنین حضرت ابراهیم علیه السلام براى اسماعیل و اسحاق تعویذ نمود»

ذكر این نكته لازم است كه هیچ مانعى ندارد، این دعاها و توسل ها به فرمان خداوند جلوى تأثیر نیروى مرموز چشم ها را بگیرد، همان گونه كه دعاها در بسیارى از عوامل مخرب دیگر اثر مى گذارد و آنها را به فرمان خدا خنثى مى كند.

این نیز لازم به یادآورى است كه قبول تأثیر چشم زخم به طور اجمال، به این معنى نیست كه به كارهاى خرافى و اعمال عوامانه در این گونه موارد پناه برده شود، كه هم بر خلاف دستورات شرع است و هم سبب شك و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع، همان گونه كه آلوده شدن بسیارى از حقایق با خرافات، این تأثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است. (2)

پی نوشت ها:

1- شهید مطهری؛ آشنایی با قرآن.

2- آیت الله مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ جلد 24، صفحه 431.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387;ساعت 8:34;  توسط  سیدعلی حسینی;  | 

شهادت، عشق است. فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران اشکتان را در بی‏شکیبی انتظار، بهانه سازید!
نه همین جای تو در سامره تنها باشد / که به دلهای محبان تو جای تو بود
شیعه را خاک غم بر سر می‏باید و بازار دل، تا ابد سیاه‏پوش و آسمان دین را باران باران و اشک و اشک!
وقتی امامی می‏رود، نیمه‏ای از عشق امتش را با خود به خاک می‏برد...
شهادت امام حسن عسکری، بهار جوشش خون شیعه است در غم غیبت
مولای غایب غریبم! سرسلامت باد ما را در غم بابای شهیدت پذیرا باش؛ ای غمگین‏ترین شیعه در عصر غیبت!
دیده گریان نشود روز جزا در محشر / هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود، شهادت امام عسكری تسلیت باد

ردپاهای گمشده‏ی ما، مسافران توفانند که پی عطر تو می‏گردند

مگر حرمت را بر آسمان هفتم بنا کرده‏اند که این همه ابر بارانی، بر شانه ما می‏گیرند؟
فرسنگها سنگ را به شوق زیارت حرمت، با بادها می‏دوم و با رودها آواز می‏خوانم؛ شاید در پای تو کبوترانه بمیرم
ولی حق حسن العسکری ای آن که قضا /  مجری امر تو و بنده رای تو بود، شهادتش تسلیت باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387;ساعت 11:14;  توسط  سیدعلی حسینی;  | 

فرا رسیدن سالروز شهادت هشتمین ستاره آسمان ولایت

وامامت سپهر سروری و سیادت، تجسم رأفت و رأفت

مجسم، حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه

 السلام،راتسلیت عرض می کنم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387;ساعت 14:37;  توسط  سیدعلی حسینی; 

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در تاریخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود كه سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد كه سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان كشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائكه مرا كمك مى‌كردند، تا آن كه او را در ضریحش به خاک سپردیم ... (1)

و در غم رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) در حالى كه حضرت را غسل مى‌داد و كفن مى‌كرد، چنین فرمود: (بأبى أنت و أمى یا رسول الله لقد انقطع بموتك...): پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شدیم كه با مرگ دیگران از آن محروم نمى‌شدیم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود. مصیبت تو آنقدر بزرگ است كه ما را به خاطر تمام مصیبت‌هاى دیگر تسلیت مى‌دهد و از این جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتم‌زده هستند و از این جهت عمومیت دارى و اگر نبود كه تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمه‏هاى اشك را خشك مى‌كردیم و درد و غم ما همواره باقى مى‌بود و اندوه ما زدوده نمى‌شد و اینها نیز براى تو اندك است، ولى مرگ را نمى‌توان برطرف كرد، پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد كن و در خاطر خود نگهدار! (2)

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) لحظاتى پیش از رحلت فرمود: (براى من كاغذ و دواتى بیاورید تا مكتوبى بنویسم كه پس از من گمراه نشوید!) در این لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "این مرد هذیان مى‌گوید و بیمارى بر او غلبه كرده است! ما را كتاب خدا بست است!" و شعار "حسبنا كتاب الله" را سر داد كه نقض كننده فرمایش نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) إنى تارك فیكم الثقلین... از همان مجلس ریشه گرفت.

پس از آن، در حالى كه على (علیه السلام) هنوز در حال غسل و تدفین پیامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقیفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز كردند و سرانجام ابوبكر را به عنوان خلیفه برگزیده، با او بیعت كردند و این، آغاز مسیرى بود كه به نوبه خود نتایجى به همراه داشت.

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج البلاغه، فیض الاسلام: خطبه 88 .

2- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 226.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387;ساعت 18:4;  توسط  سیدعلی حسینی;  |